Read by ابوسعید ابوالخیر یدالله کابلی عباسعلی صحافی مقدم Online

یکصد چلیپای شکسته منتخبی از رباعیات مولانا ابوسعید ابوالخیر به خط عباسعلی صحافی مقدم از انتشارات انجمن خوشنویسان خراسان...

Title :
Author :
Rating :
ISBN : 6707931
Format Type : Hardcover
Number of Pages : 101 Pages
Status : Available For Download
Last checked : 21 Minutes ago!

Reviews

  • peiman-mir5 rezakhani
    2019-03-18 00:47

    دوستانِ گرانقدر، در تاریخ آنچنان که باید و شاید، به زندگی <ابوسعید> پرداخته نشده است... مطمئن نیستم، ولی از اشعارِ وی میتوان دریافت که از آن دسته از مسلمانان و سنّی مذهبانی بوده است که جوانی را صرفِ دین و مذهب و این خزعبلات و خرافات نموده است.. ولی بیکباره متوجه شده که مسیری که پیموده به سمتِ بی خردی بوده و راهِ صوفی گری پیش گرفته است... این را نیز بگویم که، متأسفانه عده ای بیخرد و دروغ پرداز، در اشعارِ این شاعر، همچون شاعرانِ دیگر، تحریف ایجاد کرده اند.. دوستانِ گرانقدر و خردمند، ابوسعید هیچگاه در اشعارش نامی از امامانِ تازی نبرده است، اشعاری را منسوب به وی اعلام کرده اند که در آن سخن از زهرا و علی و دیگر تازیان است... ولی آنقدر نادان و بیسواد هستند که نفهمیدند سبکِ آن ابیات تحریفی و خزعبلات به سبکِ اشعارِ <ابوالخیر> نمیخورد و در ضمن نفهمیدند که <ابوسعید ابوالخیر> تا قبل از صوفی گری، از آن دسته از عرب پرستان سنّی مذهب بوده است، نه عرب پرستِ شیعه مذهب... و اینکه در قرن چهارم، مردم کاری به حسن و حسین و زهرا نداشته اند و حتی آنها را به زور میشناختند، چه برسد به آنکه یک شاعر معروف در وصف و تمجید این تازیان، شعر بسرایددوستانِ خردگرا، اشعارِ عاشقانۀ <ابوسعید> بسیار اندوهگین و زیباست و از ابیات اینگونه پیداست که از عشق دل آزرده بوده است... عشق همیشه نزدِ ایرانیان گرامی بوده است و نقطۀ مقابل خرد و عشق، همیشه دین و مذهب و خرافات بوده و کماکان نیز میباشدبه انتخاب ابیاتی را از <ابوسعید ابوالخیر> در زیر برایِ شما بزرگواران مینویسم---------------------------------------------------------ما کشتۀ عشقیم و جهان مسلخ ماستما بیخور و خوابیم و جهان مطبخ ماستما را نبود هوای فردوس از آنکصدمرتبه بالاتر از آن دوزخ ماست---------------------------------------------------------عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیختعقلم شد و هوش رفت و دانش بگریختزین واقعه هیچ دوست دستم نگرفتجز دیده که هر چه داشت بر پایم ریخت---------------------------------------------------------از زهد اگر مدد دهی ایمان رامرتاض کنی به ترک دنیی جان راترک دنیا نه زهد دنیا زیراکنزدیک خرد زهد نخوانند آن را---------------------------------------------------------گیرم که هزار مصحف از بر داریبا آن چه کنی که نفسِ کافر داری؟سر را به زمین چه مینهی بر نماز؟آن را به زمین بنه که در سر داری---------------------------------------------------------امیدوارم این انتخاب ها را پسندیده باشید<پیروز باشید و ایرانی>

  • Foad
    2019-02-22 04:18

    نخستدر صحت انتساب بسیاری از رباعیات منسوب به ابوسعید ابوالخیر، تردید است. آن طور که نوادۀ این عارف (محمّد بن منوّر) در کتاب "اسرار التوحید" میگويد، ابوسعید در عمرش فقط و فقط یک رباعی سروده که در پشت نامه ای که یکی از صوفی ها برايش نوشته بوده، یادداشت کرده:سرتاسر دشت خاوران سنگی نیستکش با من و روزگار من جنگی نیستدر هیچ زمین و هیچ فرسنگی نیستکز خون دل و دیدۀ من رنگی نیستباقی رباعیاتی که گهگاه در مجالس می خوانده، همگی از دیگران بوده اند.دومجناب سعید نفیسی، محقق بزرگ، در مقدمۀ تصحیح خودش بر رباعیات ابوسعید، با این گفتۀ مؤلف اسرار التوحید شدیداً مخالفت می کند و به متون مختلفی استناد می کند که در آن ها گفته شده که شیخ ابوسعید، "بیت گو" بوده است.سومجعفر جوان بخت در مقالۀ "شیخ بیت گو" که در مجلۀ رشد آموزش زبان و ادب فارسی چاپ شده، با استناد به موارد مختلف، مدعی می شود که عبارت "بیت گو" در زبان فارسی، به معنای "آواز خوان" و "بیت خوان" بوده و نه کسی که شعر می گوید و بیت می سراید و بيت گو بودن ابوسعيد به اين معنى است كه در مجالسش بسيار شعر مى خوانده (به آواز يا بى آواز). در نتیجه، سخن مؤلف اسرار التوحید مخدوش نيست.چهارمبرخی از رباعیاتی که در مجموعه های منسوب به ابوسعید آورده می شوند، به قطع از این عارف نیستند. یا به خاطر مضامین مغایر با حالات و اوصاف او، یا به خاطر ثبتشان در مجموعه های شعراى ديگر که انتسابشان محتمل تر است (مثل مختارنامه از عطار یا دیوان کبیر از مولوی)

  • Ahmad Sharabiani
    2019-03-11 01:34

    رباعیات – ابوسعید ابوالخیر بر من در وصل، بسته می‌دارد دوستدل را به عطا، شکسته می‌دارد دوستزین پس، من و دل‌شکستگی بر در اوستچون دوست، دل شکسته می‌دارد دوستا. شربیانی

  • Saman Kashi
    2019-02-25 23:30

    وا فریادا ز عشق وا فریاداکارم به یکی طرفه نگار افتاداگر داد من شکسته دادا داداور نه، من و عشق هر چه بادا بادا

  • Soroush
    2019-03-20 04:40

    اگه مبنا رو شفیعی کدکنی(کتاب چشیدن طعم وقت) قرار بدیم که جامع ترین و موثق ترین پژوهشگر در تصوف خراسان بزرگ است,رباعیاتی که به ابوسعید نسبت میدن متعلق به خودش نیست و بیشتر از شش رباعی معتبر به نام خودش نداره.پس این کتاب از اساس مشکل داره.

  • Azra
    2019-03-02 23:17

    بی ادعا و معرکه!

  • Doroti
    2019-02-23 01:38

    Нали не обичам много да чета поезия, но това нали е класика...Малко като на ''попрището жизнено в средата'', но векове по-рано, в един друг свят. Whether the Cup with sweet or bitter run, The Wine of Life keeps oozing drop by drop, The Leaves of Life keep falling one by one.

  • ♥ღAIDAღ♥ Rodkouli
    2019-03-12 02:41

    عاشقان ادبیات کهن حتما خوششون میاد

  • Masih Afshar
    2019-03-15 01:17

    یک چشم من اندر غم دلدار گریستچشم دگرم حسود بود و نَگِریستچون روز وصال آمد آن را بستمگفتم نَگِریستی، نباید نِگَریست